ورود
   2:01:50 PM   1398 / 06 / 30      

حضرت زهرا (س) : کسی که عبادتهای خالصانه خود را به سوی خدا فرستد ، پروردگار بزرگ بهترین مصلحت او را به سویش فرو خواهد فرستاد .  بحار الانوار ، ج 70 ، ص 249
 

 

 

 
 

 

--1397 / 12 / 15  -10:16 تعداد مشاهدات :247

برای همه عجیب بود که پسرم از همان زمان می دانست که شهید می شود و حتی دفنش را مشخص کرده بود!

--1397 / 12 / 04  -10:6 تعداد مشاهدات :804

عطر شهادت به مشامم رسید

--1397 / 11 / 27  -10:2 تعداد مشاهدات :227

کوچکترین رزمنده دفاع مقدس، از نسل های سوم و چهارم انقلاب که دفاع مقدس را ندیده اند خواست درباره آن دوران تحقیق کنند و گفت: تنها چیزی که از جوانان انتظار داریم این است که حرمت دفاع مقدس و رزمنده بودن ما را نگه دارند.

--1397 / 09 / 19  -11:32 تعداد مشاهدات :286

خیلی‌ها بی‌نماز می‌آمدند و با نماز شهید می‌شدند. از خصلت‌شان به نحو احسن استفاده می‌کردند. بی‌باکی و شجاعت‌شان باعث می‌شد بقیه هم به وجد بیایند و نترسند. دیگران را از ترس وامی‌داشتند. روحیه نترسی و دل و جرئت داشتن را به نمایش می‌گذاشتند

--1397 / 09 / 19  -11:25 تعداد مشاهدات :323

 
اخبار و اطلاعیه های اجتماعی

وقتی تمام حس مادریت را بریزی به پای فرزندت، خدا هم برایت سنگ تمام می گذارد...

گفته‌اند: فرودین آغاز سال طبیعی است برای اهل دنیا و رمضان، فروردین سال معنوی است برای اهل سلوک. بهار، توی هر دو تقویم، بهانه قشنگی است برای سفر و دل سپردن به دامن طبیعت و دشت و دریا!.
حتی اگر بهار با همه طراوتش، عزم رفتن کرده باشد باز غمی نیست و دلم هیچ نمی‌گیرد که بهار جان آمده است و دوباره بساط عیش و عشرت، برپاست و باید دل سپرد به سیاحت گلواژه‌های بوستان وحی و گل معرفت چید از شاخسار درخت تلاوت.
قرآن را می‌گشایم، پیش چشمم صحنه‌ای تصویر می‌شود از لحظات ناب زندگانی یک مادر. یوکابد؛ مادر قدیس موسای بزرگ.
زنی که پیامبر نبود ولی مخاطب شد به وحی خدا. و شباهتی عجیب هست بین او و مادر موعود آخر‌الزمان! که هر دو فرزندانشان را در خفا و خفقان به دنیا آورده‌اند. یوکابد در عصر فرعون و نرجس، در عصر معتمد.
بی‌جهت نیست که سیره‌نویسان گفته‌اند: امام عسکری (ع) وقتی فرزند دلبندش را در آغوش گرفت، زبان مترنم کرد به وعده‌ای که خدا به موسی(ع) و دیگر انبیای عظامش داده است که: وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ(قصص/5).
سوره قصص به گمانم یکی از زیباترین مادرانه‌های قرآن را به تصویر کشیده است. در چند جای دیگر قرآن، هم حکایتش آمده. اینجا اما شنیدنی‌تر است. کاهنان به فرعون گفته‌اند: پسری از بنی اسرائیل ظهور خواهد کرد که تخت و تاج فرمان‌روایی‌ات را  بر می‌اندازد. فرعون که باد نخوت در دماغ دارد به خیال خامش، می‌تواند جلوی سرنوشت را بگیرد. فرمان می‌دهد هر فرزندی زاده شد، از دم تیغ بگذرانیدش.  در چنین زمانه پرآشوبی، در گوشه‌ای از سرزمین مصر، همسر عمران چشم به راه فرزندی است که گمان می‌برد همان موعود بنی‌اسرائیل است چرا که هیچ نشانه‌ای از این فرزند در جسمش هویدا و پیدا نیست.
می‌داند اگر تمام حس مادریش را بریزد به پای فرزندش، خدا هم برایت سنگ تمام می‌گذارد و گذاشت. وحی آمد که: أَنِ اقْذِفِیهِ فِی التَّابُوتِ فَاقْذِفِیهِ فِی الْیمِّ فَلْیلْقِهِ الْیمُّ بِالسَّاحِلِ یأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِی وَعَدُوٌّ لَهُ وَأَلْقَیتُ عَلَیکَ مَحَبَّةً مِنِّی وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَینِی(طه/39)
که: «او را در صندوقی بیفکن، و آن صندوق را به دریا بینداز، تا دریا آن را به ساحل افکند؛ و دشمن من و دشمن او، آن را برگیرد!» و من محبتی از خودم بر تو افکندم، تا در برابر دیدگان [= علم‌] من، ساخته شوی (و پرورش یابی)!
مادر است و سرشار از احساسات پاک مادرانه. سایه سنگین ترس و دلهره بر آسمانش قلبش خیمه زده است. چگونه دلش طاقت می‌آورد فرزند دلبندش را بسپارد به دریا؟! چیزی دیگری لازم است چیزی که دلش را قرص و محکم کند که بتواند همراه شود با این دستور وحیانی. و درست در لحظه نیاز، از غیب خبر آمد که:

"و مترس و غمگین مشو ، او را به تو باز می‌گردانیم و در شمار پیامبرانش می آوریم" (قصص/5).
صحنه‌گردان ماجرا، با این پیام آسمانی ، دل مادر را به ساحل آرامش برد. جوری که با فراغ‌بال، جگرگوشه‌اش را در میانه صندوق نهاد و به دست دریا سپرد:
وَأَصْبَحَ فُوَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغًا إِنْ کَادَتْ لَتُبْدِی بِهِ لَوْلَا أَنْ رَبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَکُونَ مِنَ الْمُوْمِنِینَ(القصص/10)
(سرانجام) قلب مادر موسی فارغ گشت؛ و اگر دل او را (به نور وحی) محکم نکرده بودیم، نزدیک بود مطلب را افشا کند!
باری! پروردگارش وعده کرده فرزندش را به امداد غیبی نجات بخشد با این همه،او نیز دست از تلاش بر نمی‌دارد. دخترش را می‌فرستد پی ماجرا. پی تابوتی روان در دل دریایی مواج! که می‌داند اسباب نجات فرزند خسبیده در اندرون این صندوق، بناست در همین نزدیکی‌ها رقم بخورد. می‌فرستد تا خبر آورد که تا کجا خواهد رفت صندوق؟ و این یک درس است برای ما؛ که حتی اگر پای اسباب و امداد غیبی پروردگار نیز به میان آید، باز تلاش و تدبیر لازم است.

مادر موسی چو موسی را به نیل در فکند از گفته رب جلیل
خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه گفت کای فرزند خرد بی‌گناه
گر فراموشت کند لطف خدای چون رهی زین کشتی بی‌ناخدای
گر نیارد ایزد پاکت به یاد، آب خاکت را دهد ناگه به باد
وحی آمد کاین چه فکر باطل است رهرو ما اینک اندر منزل است

رودها از خود نه طغیان می‌کنند آنچه می‌گوییم ما آن می‌کنند
ما به دریا حکم طوفان می‌دهیم ما به سیل و موج فرمان می‌دهیم(پروین اعتصامی)

او از دور، شاهد صحنه بود در حالى که فرعونیان بی‌خبر بودند (قصص، 11). و درس دوم اینکه به فرزند باید ماموریت سپرد تا در جریان زندگی و کوران حوادث، مسئولیت‌پذیر شود و آبدیده.

این ماجرا ادامه داشت تا آنجا که صندوقچه روان را خدام دربار می‌بینند و نزد آسیه همسر فرعون باز می آوردند. اینجا یکی دیگر از مقدمات وعده الهی کلید می‌خورد تا موسای موعود یک قدم به سرنوشت محتوم فرعون ستمگر، نزدیک‌تر شود: «و ألقیت علیک محبة منی»: و من محبتى از خودم بر تو افکندم (طه، 39). اگر این القای محبت نبود شاید سرنوشت موسی نیز گره می‌خورد به سرنوشت هزاران هزار کودک مظلوم دیگر که بی رحمانه ذبح شدند.

هنوز یکی دو گام دیگر باقی مانده است تا  تحقق کامل وعده های خدا به مادر موسی. وعده نخست(بازگشت موسی به دامان مادر) با حرام کردن کام کودک به سینه زنان شیرده محقق می شود: وَحَرَّمْنَا عَلَیهِ الْمَرَاضِعَ مِنْ قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى أَهْلِ بَیتٍ یکْفُلُونَهُ لَکُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ(القصص/12)
ما همه زنان شیرده را از پیش بر او حرام کردیم (تا تنها به آغوش مادر بازگردد)؛ و خواهرش (که بیتابی مأموران را برای پیدا کردن دایه مشاهده کرد) گفت: «آیا شما را به خانواده‌ای راهنمایی کنم که می‌توانند این نوزاد را برای شما کفالت کنند و خیرخواه او باشند؟!»

و وعده نهایی(رسالت) پس از بلوغ و رشد حضرتش در دربار فرعون: وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَینَاهُ حُکْمًا وَعِلْمًا وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ(القصص/14)
و هنگامی که (موسی) نیرومند و کامل شد، حکمت و دانش به او دادیم؛ و این گونه نیکوکاران را جزا می‌دهیم!

و آخرین درس این ماجرا، تذکار یک اصل مسلم قرآنی و آن وعده نصرت خداست به اهل احسان که در صورت ثبات انسان های صالح، دست تقدیر الهی از آستین تدبیر حضرت حق بیرون خواهد آمد و همه فشارها،خفقان‌ها، تحریم‌ها و... را به عقب خواهد راند.

شبکه تخصصی قرآن
 

 

ساعت : 9:50 -  روز  : دو شنبه  - 1 /  4 / 1394 /  شماره خبر : 51 / تعداد نمايش :497

درج نظر بینندگان نظرات کاربران فایل مرتبط
  درج نظر بينندگان خبر :

نام:   
ایمیل:  
نظر:    

  نظرات كاربران: