1398 / 05 / 27 11:50:14 PM EN

ورود
 

خاطراتی از شهید صیادشیرازی
نمى دانم که چه شد که پایش را کرد توى یک کفش که برویم شلمچه; همان مرخصى چند روزه را. گفت «وقتى مى رم شلمچه، یاد دوستام مى افتم. خیلى خاطره دارم.» قبول کردم .خانوادگى رفتیم شلمچه..

تاریخ : 1391 / 01 / 24 -10:7


شهید صیاد شیرازی به روایت همسر
یک روز دیدم در می زنند. رفتم دم در. دیدم چند نفرند. یکی شان گفت: « منزل جناب سرهنگ شیرازی اینجاست؟» دلم ریخت. گفتم: « من خانمش هستم. » گفت: « از طرف جناب سرهنگ برایتان پیغام آورده ایم. » یک پاکت داد دستم. اصلاً نفهمیدم پاکت را چطوری گرفتم. گفتم: « شهید شده؟»...

تاریخ : 1391 / 01 / 24 -9:57


چند دقیقه با خاطرات صیاد
مردم از شدت وحشت بیرون از شهر ریخته بودند! جاده کرمانشاه- تاق بستان که تقریباً حالت بلوار دارد، پر از جمعیت بود. ساعت 1:30 شب پاسدارها آمدند وگفتند که ما در اسلام آباد بودیم که دیدیم منافقین آمدند. تازه فهمیدم که اینها منافقین هستند که...

تاریخ : 1391 / 01 / 24 -9:53


اولین شهید دفاع مقدس کیست؟
شاید شما هم گاهی با خود فکر کرده اید که اولین شهید دفاع مقدس در جبهه چه کسی است. این سوال به طور طبیعی چند پرسش دیگر هم ایجاد می کند، کجا و چطور شهید شده؟ اهل کجاست؟ چگونه شخصیتی دارد؟ شغل و نقش او در دفاع مقدس چه بوده؟

تاریخ : 1391 / 01 / 19 -11:26


دشــــمــــن؛ طنز ِ جبهه ایی
اولین عملیاتی بود که شرکت می‌کردم.

تاریخ : 1391 / 01 / 19 -11:9


وصیت‌نامه زیبای یک نوجوان شهید
می خواهم قلم را به سینه سفید کاغذ آشنا کنم و نقشی از آن رٌخ زیبا بر این سینه سفید منقوش کنم اما قلم را توانائی این کار نیست و کاغذ را تحمل این نقش نمی باشد. می خواهم امواج خروشان احساس را به مهار عقل در زندان تن محبوس کنم اما عقل را توان به بند کشیدن دل نیست و تن را قدرت نگه داشتن روح نمی باشد. می خواهم مرغ اندیشه را از پرواز در آسمان خون رنگ عشق باز دارم اما...

تاریخ : 1391 / 01 / 19 -11:0


نامه یک زن به همسر مفقودالاثرش
حجت عزیز! حالا دیگر جنگ تمام شده است، تعدادی از هم رزمانت که با تو بر خاک های جنوب به سجده عشق، پیشانی ساییده بودند از سفر بازگشتند اما گویا تقدیر آن است که من، هم همسر مفقودالاثر بمانم و هم دختر مفقودالاثر!. خیلی ها با دو چشمان خود انتظار یک نفر را می کشند اما من با دو چشمانم که حالا دیگر اشکی برایش نمانده انتظار دو نفر را می کشم. یعنی بابا و تو!

تاریخ : 1391 / 01 / 19 -10:53


اعجاز در ولادت و شهادت 2برادر
به زندگی نامه ، سال تولد ، سن در لحظه شهادت ، رمز عملیات ، تاریخ شهادت و مشترکات زندگی این دو برادر شهید توجه کنید!، شاید شما هم مثل من چندبار شروع به مقایسه کردید و به نتایج جالبی رسیدید ولی شگفت آورتر از همه...

تاریخ : 1391 / 01 / 19 -11:3


نامه های مصطفی به خودش
مصطفی! بدان و آگاه باش چیزهایی که باعث می‌شوند تا آدمی، فهم و شعور و حافظه‌اش کم شود و مانع حکمت می‌شوند و حجاب و سدّ بزرگی در مقابل انسان هستند، چند چـیز است: شهوت و غضب و خواب زیاد و گفتار زیاد

تاریخ : 1391 / 01 / 19 -10:44


آخرین سینِ سفره هفت‌سین
در سفره هفت‌سین، پدر هفت‌سین خودش را هم چیده بود. سنباده اسلحه. ساعت شماته‌دار ترکش خورده و خاموش. پارچه سبز همسنگرش که موقع شهادت به کمرش بسته بود. سوزنی که می‌گفت با آن خودش جراحت‌هایش را بخیه کرده و...

تاریخ : 1391 / 01 / 09 -22:29

RSS مردان خدا
صفحه جاري : 1  -  2  -  3  -  4  -  5  -  6  -  7  -  8  -  9  -  10  -  11  -  12  -  13  -  14  -  15  -  16  -  17  -  18  -  19  -  20  -  21  -  22  -  23  -  24  -  25  -  26  -  27  -  28  -  29  -  30  -  31  -  32  -  33  -  34  -  35  -  36  -  37  -  38  -  39  -  40  -  41  -  42  -  43  -  44  -  45  -  46  -  47  -  48  -  49  -  50  -  51  -  52  -  53  -  54  -  55  -  56  -  57  -  58  -  59  -  60  -  61  -  62  -  63  -  64  -  65  -  66  -  67  -  68  -  69  -  70  -  71  -  72  -  73  -  74  -  75  -  76  -  77  -  78  -  79  -  80  -  81  -  82  -  83  -  84  -  85  -  86  -  87  -  88  -  89  -  90  
صفحه 89 از 90   تعداد اخبار اين گروه خبري: 897
 
 
 
 
 
 
 
 
 

ارسال به دوستان
ارسال به دوستان

   نام شما:
ایمیل شما:
نام گیرنده:
ایمیل گیرنده: