1396 / 12 / 02 5:09:19 AM EN

ورود
 
مردان خدا

شهید انقلاب رحمت الله روحانی یزدلی

نام:رحمت الله

نام خانوادگی:روحانی یزدلی

کد پرونده:1058/57-1/ش

شماره شناسنامه:49

تاریخ تولد:1331/10/25

محل تولد: روستای یزدل کاشان

نام پدر:صدرا

 سال فوت پدر:1357

شغل پدر: کشاورز

نام مادر:نصرت حیدریان

سال فوت مادر:  -

میزان تحصیلات: اول دبیرستان

رشته تحصیلی: -

متاهل یا مجرد؟: متاهل

سال ازدواج:1351/6/20

تعدادفرزند:3

شغل: کارمند اداره ی راه آهن

یگان اعزامی: نیروی مردمی وانقلابی

تاریخ شهادت:1357/9/22

کیفیت شهادت:اصابت گلوله توسط دژخیمان رژیم پهلوی

محل شهادت:کاشان

محل دفن:کاشان.یزدل گلزار شهداء یزدل

 

 

شهید رحمت الله روحانی از زبان همسرش

وقتی ایشان 12 ساله بود  به کاشان آمدند و روزهای خاص مثل تاسوعا و عاشورا به روستای یزدل می آمدند،  من ایشان را بعنوان یکی از اعضاء فامیل می شناختم.

یک شب در ایام نوروزسال51 13درب خانه را زدند، 2 نفر پشت درب منتظر بودند که یکی از آنها شهید روحانی بود. میهمانان به داخل خانه دعوت شدند.

این دیدار موجب آشنایی ما شد که با واسطه خاله اش خواستگاری شدم و والده ام به خاطر اینکه ایشان در شهر و ما در روستا ساکن بودیم مخالفت کرد.

یک روز که در باغ مشغول کار بودم، مادرم همراه شهید روحانی وارد شدند و مقدمه صحبت را آغاز کرد و بعد از آن رفت و آمدها بیشتر شد.

بعد از چند ماه مادرم از من خواست که در مورد شهید روحانی نظر بدهم و من بعلت علاقه ای که به پدر و مادرم داشتم مخالفت کردم. اما بعلت اصرار و رفت و آمدهای زیاد قرار بله برون گذاشته شد. ما را نامزد کردند. بعد از 6 ماه حدود تابستان 51 مراسم عقد کنان برگزار و جهت ادامه زندگی به کاشان عزیمت کردیم.

برخلاف سن کم و انتظار خانواده همسرم, با مدیریت خانواده را چرخاندم. بعد از 4 ماه خداوند آقا مصطفی را به ما هدیه کرد. پس از تولد ایشان پدرم به رحمت خداوند رفت و بعد از 16 ماه خداوند فرزند دوم را به ما هدیه داد.

در این زمان شهید روحانی در آزمون استخدامی راه آهن شرکت و پس از پذیرفته شدن در اداره راه آهن تهران مشغول به کار شد و فقط درایام تعطیل به کاشان می آمدند.

 

 شروع مبارزات:

از سال 55 مبارزات خود را شروع کرد و من این موضوع از طریق یکی از دوستانم مطلع شدم که ایشان عکس امام خمینی(ره) و دیگر روحانیون را پخش می کند. موضوع مبارزه را بعد از آمدن از تهران با ایشان مطرح کردم؛ گفتند یک نفر بنام امام خمینی (ره) درنجف تبعید است،  از این زمان من را از مبارزات خود آگاه کرد.

اعلامیه های امام خمینی (ره)  و عکس دیگر علماء را از قم می آورد و در جلو تظاهرات حمل می کرد و بعد از 2 ماه از طریق یکی از دوستانشان خبر دادند که مدارک را پنهان کنید ساواک به خانه های مبارزان می ریزد و مدارک را جمع می کند.

یک شب که به خانه آمدم دیدم فضای خانه خاموش است و شهید روحانی را در حالی که یک رادیو همراه داشت، دیدم وقتی موضوع را جویا شدم ایشان با گریه اظهار داشتند:"امام از نجف به ترکیه تبعید شده ولی بعلت عدم همکاری دولت ترکیه به پاریس عزیمت نمودند".

هنگام مراجعت به روستا مدارک را من حمل می کردم تا او کمتر مورد توجه قرار گیرد.

آخرین شبی (شب شهادت امام زین العابدین(ع)) را که با ایشان در روستا بودیم فامیل را که در مسجد تجمع کرده بودند به شرکت در تظاهرات دعوت و اشعار "سکوت هر مسلمان خیانت است به قرآن، خمینی عزیزم بگو تا خون بریزم"را سر دادندکه این شعارها باعث شور وهیجان مردم در مسجد شد.

قبل از رفتن به کاشان سفارش بچه ها را نمود و با گرمی از ما خداحافظی و غسل شهادت کرد. به کاشان و بطرف زیارت پنجه شاه رفته و بعد از خواندن نماز به همراه یکی از اقوامش اظهار نمود:"من نماز ظهر و عصررا با شما خواندم ولی نماز مغرب و عشا را در خاک خواهم بود."این کلام به حقیقت پیوست و اتفاق افتاد.

همیشه آمادگی شهادت داشتند و می گفتند انشا ا.. مرگم شبیه امام حسین (ع) باشد.

زمان شهادت ایشان من در روستا بچه ها را آماده و منتظر شهید روحانی بودم. (مرتضی که کوچک بود با کبریت بازی می کرد، باعث شد لباسش را بسوزاند وقتی به او اعتراض کردم و به او گفتم: «بابا بیاد به او خواهم گفت» فرزندم گفت: «بابا دیگه نمی آید.»  بعلت تأخیر شهید روحانی،جهت یافتن اطلاعات به راننده مینی بوس روستا مراجعه کردیم و ایشان خبر شهادت شهید روحانی را به ما اعلام کردند. فرزندم آقا مصطفی شبی که خبر شهادت را آوردند تا صبح بیدار بود.

 

نحوه شهادت:

روز 21/9/57 در خیابان فاضل نراقی حد فاصل بین میدان کمال الملک تا خیابان علوی توسط مزدوران شاهنشاهی بسته شده بود. ایشان داخل کوچه جنب مسجد کرسی در حالی که شعار می دادند مورد اصابت گلوله به ناحیه سر قرار گرفت گلوله بعد از عبور از بدن ایشان از دیوار عبور در میان کت و شلوارهای داخل مغازه پیدا شد.

پیکر ایشان شبانه و مخفیانه در گلزار شهدای روستای یزدل به خاک سپرده شد.

مراسم های شهادت ایشان با شکوه فراوان برگزار شد.

علاقه ایشان به امام (ره)به حدی بود که در تمامی مراسم ها جهت سلامتی ایشان با صدای بلند تقاضای قرائت صلوات می کردند و در مقابل اعتراض یکی از روحانیون، واکنش نشان داد و دیگر در جلسات او  شرکت نکرد.

وصیت نمود اگر زمان حضور امام من در قید حیات نبودم پسرم آقا مصطفی بین مردم شیرینی پخش کند. به سفارش ایشان زمانی که آقا به ایران آمدند شیرینی از شهر تهیه و شب در مسجد پخش کردیم.

 

بعد از شهادت:

خانواده ام همواره از من حمایت می نمودند و با من همدلی و همدردی می نمودند مخصوصا مادرم و شهید علی روحانی (پسرعموی شهید روحانی).

تلاش نمودم در ادامه دادن راه شهید کوتاهی نکنم و بچه های شهید روحانی را خوب تربیت کنم.

من به همراه سه فرزند و مادرم با هم زندگی سختی را ادامه دادیم که با تلاش بچه ها و حمایت من و مادرم آقا مصطفی لیسانس، آقا مرتضی دیپلم و آقا مجتبی فوق لیسانس گرفتند.

هم اکنون آقا مصطفی در دانشگاه علوم پزشکی  و آقا مرتضی در راه آهن به جای پدرش کار می کند.

ماهیانه حقوق شهید روحانی را از اداره راه آهن دریافت می کردیم چون کفاف زندگی را نمی داد به قالیبافی مشغول شدم تا فرزندانم در آسایش باشند.

 

سفارش مادر به فرزندان

کاری نکنید که پدرتان سرافکنده باشد، همیشه پرچم ولایت را برافراشته نگه دارید و از ولایت پشتیبانی کنید تا انقلاب زنده بماند و خون شهدا به هدر نرود. امام حسین با دادن فرزندانش در راه خدا خواست دین جدش زنده بماند ما هم کاری کنیم که انقلاب زنده بماند.

اگر روزی از ولایت دست بردارید دیگر جایی در خانة من ندارید.

 

خاطره:

مادرم در خانه را آب پاشی می کرد. مادرم گفت عکس شهیدبهشتی(ره) را در کوچه زدند که متاسفانه بعلت اهانت به این عکس ها مجبور شدم عکس را بشویم.

در بازار بودم که خبر کشته شدن اویسی را شنیدم. که این خبر توسط آقای یزدان خواه تکذیب و اعلام شدوقتی تبریک بگوئید که دودمان پهلوی برانداخته شود.

 

پایان سخن  همسر شهید:

زمان دفاع مقدس در پشت جبهه با بسیج خواهران همکاری می کردم. هم اکنون نیز با راه آهن و سپاه و بنیاد شهید به مناطق جنگی می روم. ارادت زیادی به شهید علم الهدی دارم و خیلی دوست دارم آن مناطق را بازدید کنم.

همیشه آرزو داشتم که همسرم همانند دیگر شهدای دفاع مقدس تشییع جنازه باشکوهی می داشت.

ساعت : 0:57 -  روز  : پنج شنبه  - 19 /  11 / 1396 /  شماره خبر : 44 / تعداد نمايش :13

درج نظر بینندگان نظرات کاربران فایل مرتبط
  درج نظر بينندگان خبر :

نام:   
ایمیل:  
نظر:    

  نظرات كاربران:


 
 
 
 
 
 
 
 
 

ارسال به دوستان
ارسال به دوستان

   نام شما:
ایمیل شما:
نام گیرنده:
ایمیل گیرنده: