1396 / 09 / 02 1:31:15 AM EN

ورود
 
مردان خدا

سه روایت از کربلای 4

مظلومیت شهدای عملیات کربلای چهار تداعی کننده غربت و مظلومیت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران باوفایش در روز عاشورا است.

عملیات کربلای 4 هیچ گاه مظلومیت و شجاعت رزمندگان را فراموش نمی کند. عملیاتی که رادارهای آمریکائی به جبران قضیه مک فارلین، تمام جزئیات عملیات را به عراقی ها داده بودند. رمز عملیات یا محمد (ص) بود که ساعت 22:45 روز سوم دی ماه سال 65 اعلام شد.

 

روایت اول

جعفر یوسفی، یکی از غواصانی است که در عملیات کربلای 4 حضور داشت، می گوید: برای من مهم بود که وقتی من و دشمن با یکدیگر روبرو می شویم و دیگر امکان مقاومت ندارم چه اتفاقی می افتد. بااین حال لحظه اسارت یکی از آرامش بخش ترین لحظه های زندگی من بود. بچه های غواص گروه ما از بچه های گروه تخریب و رزمنده های اطلاعات عملیات بودند که از زبده ترین نیروها به حساب می آمدند و قرار بود خط را بشکنند.

بااین وجود تعدادی از غواصان به مقصد رسیدند. از دو گردانی که قرار بود به جزیره ماهی برسد تنها یک دسته از یک گردان به جزیره رسید. عراقی ها چند کار قابل توجه تاکتیکی در منطقه انجام داده بودند

یکی از ویژگی های این عملیات، شناسایی سخت آن بود. غواصان باید زمان بندی بسیار دقیقی انجام می دادند زیرا آب اروند به دلیل جزر و مد در روز تغییر جهت می داد و این سختی ناشی از سرعت زیاد آب را افزایش می داد. غواصان این عملیات کسانی بودند که نمی توانستند در عمق عمل کنند و با وزنه هایی که به خود می بستند و سلاح هایی که همراه داشتند 20 تا 30 سانتیمتر زیرآب حرکت می کردند. آن ها بدون نیاز به کپسول اکسیژن کار می کردند.
بااینکه آب به شدت سرد بود و عملیات پراضطرابی در پیش داشتیم اما همه آرام بودند و انگار رو به بهشت قدم برمی داشتند. هیچ کس احساس سستی نمی کرد. وقتی ما وارد آب شدیم عراقی ها به شدت و با تجهیزات کامل آب را به آتش کشیدند. صدای مهیبی در آب می آمد که موج عظیمی داشت ولی ما برای اینکه لو نرویم سر از آب بیرون نمی آوردیم. حجم آتش باعث شده بود که عده زیادی از غواصان در آب رها شوند و آب آن ها را با سرعت به سمت پتروشیمی عراق ببرد.


 بااین وجود تعدادی از غواصان به مقصد رسیدند. از دو گردانی که قرار بود به جزیره ماهی برسد تنها یک دسته از یک گردان به جزیره رسید. عراقی ها چند کار قابل توجه تاکتیکی در منطقه انجام داده بودند. اول اینکه در طول 60 تا 70 متر از ساحل تمام نیزارها را از بین برده بودند تا جایی برای پناه گرفتن وجود نداشته باشد. همچنین خورشیدی های بلندی را در آب گذاشته بودند. آن ها همچنین هیچ گونه سلاح کوچکی در خط نداشتند و چون می دانستند غواص ها تنها با کلاشینکف، نارنجک و آرپی جی به ساحل می رسند با سلاح های سنگین کالیبر بالا آن ها را هدف می گرفتند. من و شهید مومن اولین نفراتی بودیم که از آب درآمدیم.
روبروی هر سنگری که می رسیدیم نارنجکی می انداختیم تا بعثی ها را از بین ببریم اما یکی از سنگرها جا ماند وقتی که برگشتیم متوجه شدیم که سنگر پر از آرپی جی 11 بود و اگر ما در آنجا نارنجک می انداختیم همه شهید می شدند و کل کانال منفجر می شد.
ما خط را شکستیم ولی مشکل اساسی این بود که پشت ما اروند بود و روبرویمان سنگرهای عراقی بر ما مشرف بودند. کانال های عراقی ها که در آن پناه گرفته بودیم ما را محافظت می کرد اما بعثی ها از داخل نخلستان ها با تک تیرانداز ما را می زدند.
 با این امید که گردان های دیگر به ما می رسند و بعدازاینکه خط شکست نیروهای آبی - خاکی وارد عراق می شوند آنجا ماندیم؛ اما با توجه به اتفاقاتی که افتاد، بیشتر قایق ها را زدند و نیروهای آبی - خاکی نتوانستند به ما برسند زیرا ما در عمق خاک عراق بودیم. ما تا صبح مقاومت کردیم گلوله هایی که به سمت ما می زدند به آرپی جی ها می خورد و هرلحظه امکان انفجار وجود داشت. ما دو راه بیشتر نداشتیم یا باید شهید می شدیم و یا اسیر.


روایت دوم

از 120 نفری که در گردان یاسین بودند فقط 4 نفر برگشتند. آن ها 8 روز در میان نیزارهای جزیره ماهی مقاومت کردند و به طور معجزه آسایی زنده ماندند.

تقریباً به نوک ماهی نزدیک شده بودیم که یک دفعه هواپیمای عراقی آمد و «فیدر» زد. (فیدر منورهایی است که حدود یک ربع از ساعت در آسمان روشن است و مثل روز منطقه را روشن می کند) تا هواپیما «فیدر» زد، بچه ها به هم ریختند؛ چون انتظار چنین چیزی را نداشتیم


جانباز سید جواد کافی یکی از غواصان گردان یاسین در عملیات کربلای 4 است. سید جواد که در زمان عملیات 16 سال بیشتر نداشت هم این گونه روایت کرده است: قرار بود دو گردان نوح و یاسین از لشگر 21 امام رضا به جزیره ماهی برویم و به عنوان خط شکن این جزیره را بگیریم تا بعد بچه ها با قایق بیایند و تا بصره پیشروی کنیم.

شب عملیات فرماندهان، ما را به دو صف کردند، حدود 120 نفر غواص بودیم. قرار شد سه نفر سرشان بیرون از آب باشد تا بچه ها در مسیر گم نشوند.

ما از نهر خیم وارد رودخانه شدیم. آب رودخانه در حالت مد بود. من مسئول دسته بودم و سرم از آب بیرون بود. آن قدر شدت آب زیاد بود که ما حتی یک «فین» (کفش مخصوص غواصی) هم نزدیم.

کربلای 4

تقریباً به نوک ماهی نزدیک شده بودیم که یک دفعه هواپیمای عراقی آمد و «فیدر» زد. (فیدر منورهایی است که حدود یک ربع از ساعت در آسمان روشن است و مثل روز منطقه را روشن می کند) تا هواپیما «فیدر» زد، بچه ها به هم ریختند؛ چون انتظار چنین چیزی را نداشتیم.
زیر نور فیدر من همه جا را به خوبی می دیدم. یک چهار لول نوک جزیره ماهی گذاشته بودند که تیر رسام (تیرهایی که روشن است و وقتی به طرف شما می آید ما به خوبی آن را می بینی) به عمق آب شلیک می کرد. وحشتناک و غیرقابل پیش بینی در تله افتاده بودیم!

 

روایت سوم

حاج بهزاد پروین قدس، هنرمند و رزمنده لشکر 31 عاشورا از شاهدان عینی عملیات کربلای 4 است، او روایت می کند: دوستانی که در اروند و شلمچه شاهد شهادت غواصان بودند خون یک شهید هم جوی خون راه می انداخت.

کربلای 4

اخبار رادیوهای بیگانه و رادیو بغداد در روزهای عملیات کربلای چهار ادعا کردند بیست هزار ایرانی را کشتیم درحالی که وقتی اولین دسته غواصی وارد آب شد، فرمانده لشگر وقت «امین شریعتی» به ما در تیپ دستور داد نیروها را برگردانید و بگویید تا صبح نشده با هر وسیله ای شده تا اجاقلو عقب بکشند و اگر صبح من کسی را در منطقه ببینم خودم می زنم! اول باور نکردیم تا اینکه احد مقیمی دستور را تأیید کرد و گفت عملیات لو رفته و بالباس غواصی یا بدون لباس و سلاح و با هر وسیله ممکن خود را به عقبه برسانند.

بنده شاهد عینی بودم همان طور که عرض کردم دسته ای از ما رها شد، شهیدانی مثل محمدصادق جاویدی که با اشنوگر زیرآب به طرف «ابوالخصیب» درحرکت بودند در تنگه «ام الرصاص» با مانع برخورد کردند و هواپیماهای عراق انبوه منور ریختند در

همان لحظات که فرماندهان از لو رفتن عملیات خبردار شدند دستور لغو و عقب نشینی دادند
آخرین نفر بنده، منصور عزتی، احد مقیمی، سید فاطمی و ... با مقداری کالک و نقشه، راهی عقبه شدیم. نیروهای بعثی عراق باور نمی کردند با این سرعت این همه نیرو اعم از لشکر، یگان، واحدها بتوانند منطقه را خالی کنند فلذا صبح روز بعد فقط اخبار رجزخوانی بود که شنیده می شد و به حدی عراق، منطقه خالی را زیر آتش توپخانه حتی بمباران شیمیایی قرارداد که صدای انفجار تا سه روز تا چندین کیلومتر می آمد.
بنده شاهد عینی بودم همان طور که عرض کردم دسته ای از ما رها شد، شهیدانی مثل محمدصادق جاویدی که با اشنوگر زیرآب به طرف «ابوالخصیب» درحرکت بودند در تنگه «ام الرصاص» با مانع برخورد کردند و هواپیماهای عراق انبوه منور ریختند در همان لحظات که فرماندهان از لو رفتن عملیات خبردار شدند دستور لغو و عقب نشینی دادند.

 

 در انتها باید بگوییم که روایت های بالا از سه شاهد عینی عملیات کربلای 4 بود و البته در خاطرات و کتاب های دفاع مقدس روایت های بیشتری است ضمن اینکه تحلیل ها و ظن های متفاوتی نیز در جهت روند لو رفتن عملیات بیان شده است.  فقط دیدگاه ها را بیان شد و قطعاً هرکس گردان خود و نحوه عملکرد حوزه خود را از دیدگاه خود بیان می کند و یا گاهی تحلیل. نظر آن است که این رزمنده تبریزی هم گردان و فرمانده خود را دیده است.
گزارش اولیه روزنامه رسالت از عملیات کربلای 4 به تاریخ 6 دی 65، سه هزار کشته ، 6500 زخمی و صدها نفر اسیر بوده است.

با استفاده از منابعی چون: فرهنگ نیوز/تابناک/دفاع پرس/بلاغرجانیوز

ساعت : 10:33 -  روز  : دو شنبه  - 13 /  10 / 1395 /  شماره خبر : 44 / تعداد نمايش :155

درج نظر بینندگان نظرات کاربران فایل مرتبط
  درج نظر بينندگان خبر :

نام:   
ایمیل:  
نظر:    

  نظرات كاربران:


 
 
 
 
 
 
 
 
 

ارسال به دوستان
ارسال به دوستان

   نام شما:
ایمیل شما:
نام گیرنده:
ایمیل گیرنده: