1396 / 07 / 04 11:28:47 PM EN

ورود
 
مردان خدا

درباره دو شهید 8 دی

شهید جعفر گمنام

شهید جعفر گمنام در سال 1335 ش در شهرستان فردوس چشم به جهان هستی گشود. او تحصیلاتش را در مدارس نمونه فردوس به پایان رسانید. وی استعداد سرشاری در زمینه کارهای فنی و کشاورزی داشت. شهید گمنام، در خانواده ای مذهبی و پیرو سیره ائمه اطهار (ع) رشد و تربیت پیدا کرد و ازنظر اخلاقی بسیار بلندنظر و دارای رفتار و اخلاقی نیکو و همتی بلند بود. بنا به اظهارات دوستان و آشنایان شهید، او در دوران تحصیل خود به الگویی واقعی از یک جوان شایسته در میان دوستان و هم سالانش تبدیل و معروف شده بود.

به هنگام شروع جنگ تحمیلی برای حفظ همین دستاوردها و اعتقاداتش درحالی که هنوز مدت زیادی از تهاجم صدامیان به مرزهای ایران اسلامی نگذشته بود، به جبهه های نبرد حق علیه باطل عازم شد و مدتی کوتاه از حضورش در جبهه نمی گذشت که براثر اصابت ترکش خمپاره از ناحیه نخاع به شدت مجروح و براثر همین جراحت شدید شهد شهادت را در تاریخ هشتم دی ماه سال 1359 هجری شمسی در سن بیست و چهار سالگی نوشید


ازجمله فعالیت های اجتماعی و فرهنگی این شهید بزرگوار می توان به خدمات و فعالیت های وی در پایگاه بسیج شهید شیخی زاده اشاره کرد که زمینه ای برای استخدامش در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان فردوس فراهم آورد. شهید، علاقه خاصی به انقلاب اسلامی داشت و نسبت به حفظ ارزش های آن احساس مسئولیت می کرد لذا به هنگام شروع جنگ تحمیلی برای حفظ همین دستاوردها و اعتقاداتش درحالی که هنوز مدت زیادی از تهاجم صدامیان به مرزهای ایران اسلامی نگذشته بود، به جبهه های نبرد حق علیه باطل عازم شد و مدتی کوتاه از حضورش در جبهه نمی گذشت که براثر اصابت ترکش خمپاره از ناحیه نخاع به شدت مجروح و براثر همین جراحت شدید شهد شهادت را در تاریخ هشتم دی ماه سال 1359 هجری شمسی در سن بیست و چهار سالگی نوشید .

شهید جعفر گمنام، نمونه ایثار و فداکاری و ازجان گذشتگی بود؛ به طوری که فقط 8 ماه پس از ازدواجش در شیرین ترین روزهای آغازین زندگی، لباس رزم و جهاد درراه خدا را به تن کرد و شیرینی آخرت را به شیرینی دنیا ترجیح داده و جزو اولین گروه شهدای شهرستان فردوس شد. شهید گمنام هم چنین، نخستین شهید اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در خراسان است که خانواده و بازماندگانش، بارها به همین دلیل طی سال های گذشته، مورد بازدید و دلجویی مسئولان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان قرارگرفته اند. از شهید جعفر گمنام، یک فرزند پسر به یادگار مانده است.

 

سیدعلیرضا حسینی

شهید سیدعلیرضا حسینی در سال 1337 ش در خانواده ای مستضعف و مذهبی در شهر تهران چشم به جهان هستی گشود و از کودکی با اسلام ناب محمدی (ص) انس گرفت. از زمانی که سیدعلیرضا خود را شناخت، ارزش های معنوی را بر مادیات ترجیح می داد و با خلوص نیت، خویشتن را مهیای خدمت به خلق می کرد.

به دنبال تجاوز مزدوران بعثی به خاک میهن اسلامی، داوطلبانه به جبهه عزیمت کرد و در این باره گفت: «من نمی توانم به خودم بقبولانم که برادرانم در مرزها شهید شوند و من به کارهای روزمره مشغول باشم.»

 اوج گیری مبارزات شکوهمند امت مسلمان ایران، مصادف با فعالیت های انقلابی چشم گیر او بود. تکبیرگویان در راهپیمایی ها سینه اش را سپر می کرد و شب ها با پخش اعلامیه و شعارنویسی به مبارزه ادامه می داد. می گفت: «انقلاب اسلامی باعث شد تا من به زندگی از دید دیگری نگاه کنم.» از این رو، پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، با همه نیرو خود را در خدمت آن قرارداد. در بسیج مستضعفین فعالانه شرکت داشت و به عنوان سرپرست بسیج نیروگاه منتظر قائم، به کارکنان این نیروگاه فنون نظامی را می آموخت و آنان را برای مقابله با دشمنان انقلاب آماده می کرد.

در انجمن اسلامی نیروگاه نیز شرکت داشت و هم چنین یکی از اعضای هیئت اجرائی اتحادیه کارکنان نیروگاه منتظر قائم بود. در سنگر مساجد هم فعالانه حضور داشت و از اعضای گروه های مقاومت مساجد بود و در جهت خودکفایی و استقلال اقتصادی کشور و از میان برداشتن آثار رژیم ستم شاهی، در جهاد سازندگی نیز فعال بود و به سبب تعهد و پشتکار فراوانش، مسئولیت جهاد سازندگی نیروگاه محل کارش را نیز بر عهده داشت. در مقابله با دسیسه ها گروهک های ضدانقلاب و وابسته به شرق و غرب، به کردستان عزیمت کرد و پس از بازگشت ازآنجا، با برپا کردن نمایشگاهی، جنایات گروهک های آن منطقه را به تصویر کشاند. به دنبال تجاوز مزدوران بعثی به خاک میهن اسلامی، داوطلبانه به جبهه عزیمت کرد و در این باره گفت: «من نمی توانم به خودم بقبولانم که برادرانم در مرزها شهید شوند و من به کارهای روزمره مشغول باشم.» پس از بازگشت از جبهه های نبرد حق علیه باطل، کماکان بار سنگین مسئولیت های فراوانش را با عزمی استوار با سختی به دوش کشید و به ویژه پس از گسترش جنایات منافقین در مبارزه با آن ها، با نهادهای انقلابی و دادستانی انقلاب همکاری نزدیک داشت و در همه سنگرهای اسلام، سنگرنشینی مقاوم و استوار بود. فعالیت های انقلابی و صادقانه شهید حسینی، کینه و عداوت منافقین، این مزدوران خودفروخته آمریکا را برانگیخت؛ به طوری که آنان بارها وی را تهدید به مرگ کرده بودند. خودش می گفت: «می دانم درصدد هستند که مرا از بین ببرند، ولی من از این ها باکی ندارم.» عاقبت سحرگاه سه شنبه هشتم دی ماه سال 1360 هجری شمسی، دو تن از تروریست های منافق که در کمین او نشسته بودند، وی را هنگامی که به قصد سر کار رفتن از منزل خارج شده بود، به گلوله بستند. شهید حسینی، این سلاله پاک رسول الله (ص) در آغوش خواهر خود، جان به جان آفرین تسلیم کرد.
قطعاً در این جنگ تحمیلی هشت ساله به ایران و اتفاقات پیرامون انقلاب اسلامی و ترورهایی که صورت گرفت، شهدای بسیاری در هرروز داریم که متأسفانه دسترسی به نام و اطلاعات آن ها مقدور نیست.

 

منابع: مجله خبری جماران، سایت راسخون

ساعت : 10:18 -  روز  : دو شنبه  - 13 /  10 / 1395 /  شماره خبر : 44 / تعداد نمايش :79

درج نظر بینندگان نظرات کاربران فایل مرتبط
  درج نظر بينندگان خبر :

نام:   
ایمیل:  
نظر:    

  نظرات كاربران:


 
 
 
 
 
 
 
 
 

ارسال به دوستان
ارسال به دوستان

   نام شما:
ایمیل شما:
نام گیرنده:
ایمیل گیرنده: