1396 / 05 / 01 3:17:22 PM EN

ورود
 

مزملان جان‌برکف
بلافاصله پس از اسارت صدای عراقی‌ها را شنیدم که فریاد می‌زدند «مزمل». یکی از رزمندگان ما که اصالتاً جنوبی بود به من گفت با تو کاردارند چون آن‌ها پزشکیار را با این عنوان می‌شناختند

تاریخ : 1396 / 04 / 26 -11:3


شهادت مبارکت باشد!
با همان لباس پاسداری‌اش خوابیده بود. صورتش سرخ و سفید بود. نمی‌دانم چطور شد تا دیدمش گفتم: «حسن جان! خوش به حالت مادر جان! به آرزویت رسیدی؟! مبارکت باشد

تاریخ : 1396 / 04 / 26 -10:55


٦١ سال پس از تولد یک نابغه
ساعت ۱۲ ظهر است... صدای قاری قرآن به گوش می‌رسد... و گرم شناسایی هستند. حسن باقری، محمدباقری را صدا می‌زند و می‌گوید برو بیرون از آن سرباز بپرس مختصات اینجا چند است... و محمدباقری بیرون می‌رود و خدا انتخاب می‌کند... که کرده است. منتها در این لحظه، گل رسیده بود... و آماده چیدن بود... و صفیر یک گلوله توپ نزدیک شد... و نزدیک‌تر... و درست در سنگر هدایت شد و منفجر شد...

تاریخ : 1396 / 04 / 09 -10:12


نگاهی گذرا به زندگی عقرب زرد
سرهنگ مرتضی احمدی روایت ‌می‌کند: «از زبان‌ هم‌رزم این شهید شنیدم که می‌گفت وقتی در عملیاتی تمام نیروهایش شهید شدند و تنها مجبور به عقب‌نشینی شد در مسیر به گروهانی از صدامیان برخورد کرد. باشهامت خود را معرفی کرد و گفت: من علی چیت‌سازیان هستم؛ «عقرب زرد». اگر مقاومت کنید تا آخرین گلوله با شما می‌جنگم والا تسلیم شوید و جان به‌سلامت ببرید.»

تاریخ : 1396 / 04 / 09 -9:34


نخستین شهر قربانی جنگ‌افزارهای شیمیایی در جهان
فاجعه‌ای که در حلبچه رخ داد بدون شک با فجایعی همچون بمباران اتمی شهرهای «هیروشیما و ناکازاکی» ژاپن به دست امریکا، قابل مقایسه است.

تاریخ : 1396 / 04 / 09 -9:22


یک زندگی کوتاه اما پر از عشق
برای اولین بار که صورت او را در سردخانه دیدم بسیار نورانی بود و لبخند می‌زد.

تاریخ : 1396 / 03 / 26 -11:34


در سه‌راهی شهادت قطع نخاع شدم
در سال ۷۵ در دانشگاه علم و صنعت رشته کامپیوتر قبول شدم. پس از اتمام دوران لیسانس مجدداً در کنکور شرکت کرده و به‌عنوان رتبه اول رشته کامپیوتر در دانشگاه تهران پذیرفته شدم. خوشبختانه با تلاش و سعی فراوان در سال ۸۲ موفق به اخذ مدرک فوق‌لیسانس از دانشگاه تهران شدم.

تاریخ : 1396 / 03 / 26 -11:25


سهم شان پرواز است
شهید محمد بستانچی طی 13 ماه حضور در جبهه های دفاع از میهن اسلامی، در جزیره مجنون بر اثر برخورد ترکش از ناحیه شکم، نخاع و پا مصدوم شد. در عملیات کربلای 5 نیز بر اثر برخورد ترکش، از ناحیه یک چشم و یک دست مجروح شد که به قطع دست و نابینایی چشمش منجر گردید

تاریخ : 1396 / 03 / 26 -11:18


شهادت حقش بود
شب و روز در حال زجر کشیدن و دارو خوردن بود، با وجود فشار عصبی و جسمی بسیار سخت، سعی می کرد اخلاق خوب خود را حفظ کند. پرستاری از او را وظیفه خود می دانستیم

تاریخ : 1396 / 03 / 26 -11:14


انگشتانی که به درد می خورند
دو انگشت پای حسن از بدو تولد مادرزاد به یکدیگر چسبیده بود. هر بار به او می گفتم پسرم برو پایت را عمل کن، پاسخ می داد: «یک روزبه این انگشتان نیاز پیدا می کنم» تا اینکه زمان شهادت تمام اعضای بدن حسن در آتش سوخته بود و تنها پاهای او در پوتین سالم ماند. با آن دو انگشت پا پیکر او را شناسایی کردیم

تاریخ : 1396 / 03 / 26 -11:7

RSS مردان خدا
صفحه جاري : 1  -  2  -  3  -  4  -  5  -  6  -  7  -  8  -  9  -  10  -  11  -  12  -  13  -  14  -  15  -  16  -  17  -  18  -  19  -  20  -  21  -  22  -  23  -  24  -  25  -  26  -  27  -  28  -  29  -  30  -  31  -  32  -  33  -  34  -  35  -  36  -  37  -  38  -  39  -  40  -  41  -  42  -  43  -  44  -  45  -  46  -  47  -  48  -  49  -  50  -  51  -  52  -  53  -  54  -  55  -  56  -  57  -  58  -  59  -  60  -  61  -  62  -  63  -  64  -  65  -  66  -  67  -  68  -  69  -  70  -  71  -  72  -  73  -  74  -  75  -  76  -  77  -  78  -  79  -  80  -  81  -  82  
صفحه 1 از 82   تعداد اخبار اين گروه خبري: 812
 
 
 
 
 
 
 
 
 

ارسال به دوستان
ارسال به دوستان

   نام شما:
ایمیل شما:
نام گیرنده:
ایمیل گیرنده: