ورود
   10:44:54 AM   1396 / 03 / 06      

به دفتــر امور بانوان دانشگاه علوم پزشکی کاشان خوش آمدید

 
 

 
 
 
 

 

 

والدین و بازیهای کودکان

 

بازی کردن یک فعالیت جسمی و ذهنی می باشد که انسان را از دیگر افکار جدا کرده و میل رقابت و پیروزی را در او زنده می نماید و به انسان هیجان و شادی می بخشد. هر گونه فعالیتی که به لذت، سرگرمی و تفریح بیانجامد، بازی نام دارد. بازی نوعی آماده سازی برای نقش پذیری کودک در بزرگسالی بوده و از طریق بازی با اشیا تجربه کسب می کند.

 

معنی بازی برای کودک اعمالی است شادی آفرین. او تا حد خستگی بازی می کند و چنانچه قادر به ساختن چیزی نباشد عصبانی شده و گریه می کند. در این مواقع باید او را آرام کرد و موقعیتش را درک نمود. کودک در حین بازی از تواناییهای خود کمک می گیرد. او در حین بازی با محیط پیرامون خود آشنا شده و شناخت جدیدی از این محیط به دست می آورد. کودک در این سنین قادر به درک ادراکات خود از طریق فکر کردن و نگاه کردن نمی باشد. باید شخصا عمل کند و در حین بازی قابلیتهای بدنی و روانی خود را تکامل بخشد.

 

بازی و یادگیری در مقابل یکدیگر نیستند بلکه برعکس، در کنار هم بوده و می توان از طریق بازی، یادگیری نمود. به گونه ای که هر تغییر رفتاری که در اثر تجربه به دست آید، خود یک یادگیری است. بهترین روش یادگیری، روشی است که کودک با شادی و علاقه یادگیری نماید. یادگیری نباید خسته کننده و مشکل باشد و فشار زیادی به لحاظ جسمی و روانی به کودک وارد آورد. رفتار خلاقانه صرفا در محیطهای آرام امکان پذیر می باشد. کودک یادگیری منظم را در دبستان فرا می گیرد. کودکانی که در سنین پایین مجبور به مراقبت از خود و کسب درآمد می باشند به علت آنکه اوقات بسیار کمی برای بازی داشته اند، تجربیات محدودی را کسب خواهند نمود. نقش والدین به عنوان همبازی و مربی در زندگی کودک بسیار حایز اهمیت است. در گذشته که خانواده حالت گسترده داشت کودکان امکانات بیشتری برای به دست آوردن ادراکات جدید داشتند. محل کسب و کار پدر معمولاً در مجاورت منزل بود و رابطه کودک با طبیعت پابرجا می ماند. اما امروزه اکثر کودکان در آپارتمانها زندگی می کنند. بنابراین محتاج دریافت محرکهایی مثل بازیهای فکری از جانب والدین خود می باشند.

 

والدین لازم است کودکان خود را هدایت و راهنمایی کنند اما قانون گذار زمان بازی، نوع بازی، نوع اسباب بازی و ... برای بازیهای آنان نباشند. از طرف دیگر باید توجه داشت کودک نباید غرق اسباب بازی شود. به طور کلی والدین باید محرکهای لازم برای یک بازی تخیلی را به کودک داده و شرایط مناسب را برای تکامل در اختیار او بگذارند.

 

یک کودک از دوران شیرخواری ورزش می کند. با لگد زدن، لول خوردن، کش و واکش رفتن و بالاخره گریه کردن عضلات خود را تقویت می کند. در این دوران باید با پوشانیدن لباس راحت و گشاد این موقعیت را برای او بهتر فراهم ساخت. در سن مناسب باید به دست کودک اسباب بازی داد تا دستهایش را به کار اندازد و زمانی که قادر شد بخزد یا راه برود، نباید او را در قنداق پیچید. برای کودکانی که راه افتاده اند، چه در داخل اتاق و چه در فضای آزاد، باید محل مناسبی را فراهم آورد تا او بتواند بدود و جست و خیز نماید و یا وسایل و اسباب بازی های خود را بکشد و هل بدهد. آفتاب و هوای آزاد برای حفظ نیرو و سلامتی کودک ضروری است. باید به کودکمان اجازه دهیم تا با لباس مناسب در هوای آزاد فعالیت و ورزش کند. تمایل به بازی کردن در سرشت بچه ها وجود دارد. آنان با بازی کردن، دویدن و جست و خیز کردن از زندگی لذت می برند. بازی کردن استعداد و قدرت خلاقیت درونی کودک را آشکار ساخته و به تکامل می رساند. زمانی که یک کودک اتاقکی می سازد دست و فکرش را به کار می اندازد و هنگامی که آن اتاقک خراب می شود به فکر چاره می افتد و همین کارها به رشد فکری و شخصیت او کمک می رساند. نقل شده است حضرت امام صادق(ع) فرمود: فرزند خود را در هفت سال اول آزاد بگذارید تا بازی کند.

 

کودک از دو ماهگی و هنگام شیر خوردن بازی می کند. به این ترتیب که سر خود را از سینه مادر جدا ساخته و تبسمی به مادر می نماید و دوباره شیر می خورد. کودک در سن 2 ماهگی به اطراف خود توجه نشان می دهد. در این زمان مادر می تواند او را به همراه خود به آشپزخانه برده و طوری او را بغل کند تا کودک بتواند اطراف خود را تماشا نماید. کودک در سه ماهگی از دستهای خود استفاده می کند. می تواند جغجغه را در دست گیرد و در چهار ماهگی آن را تکان داده و لذت ببرد. در پنج ماهگی قادر است اشیاء را بردارد. بنابراین باید از اشیاء رنگین استفاده نمود و به تخت یا کالسکه اش آویزان کرد. بعد از یک سالگی کودک علاقه مند است اشیایی را داخل ظرفی بریزد و سپس آنها را بیرون آورد. یکی از مفیدترین بازیها، خانه سازی است. در سال دوم کودک به کتاب علاقه مند می شود. در این موقع مادر می تواند برای او کتاب بخواند و عکسهای آن را به کودک خود نشان دهد. عکسهای رنگی برای کودک جالب توجه تر می باشند. در این سن از اسباب بازی هایی که بتواند هل بدهد یا عقب بکشد لذت می برد. در سال سوم و چهارم علاقه مند می شود تا به والدین خود کمک نماید مانند چیدن میز و ... اما برای دختربچه ها، بچه داری جالب توجه و دلپذیر می باشد. آنان لباسهای عروسک خود را در می آورند و دوباره به او می پوشانند.

 

بازی با اسباب بازی کودک را سرگرم ساخته و موجب تقویت قدرت بینایی، توانایی حسی، لمسی و تحریکی او می شود. برخی از اسباب بازیها ارزش آموزشی دارند و کودک با بازی کردن مهارتهایی را می آموزد. او یاد می گیرد که دستها را چگونه با چشمان و حواس دیگر خود هماهنگ سازد. بازی با اسباب بازی به تجربه کودک در زمینه آموختن کمک می کند. او می آموزد که چگونه اشیاء ساخته می شوند و چگونه کار می کنند. در برخی موارد اسباب بازی به کودک ما آرامش می بخشد. برای مثال کودکی که حالت

 

پرخاشگری دارد همچنان که یک چکش را به میخ می کوبد احساس خود را تخلیه می کند. چنانچه کودک در گوشه ای بنشیند و بازی نکند بدخلق و تحریک پذیر و در نهایت خرابکار می شود. برعکس، بازی کردن، دوستی و همکاری دسته جمعی را به کودک ما می آموزد و معنی موفقیت و یا شکست (باختن) را عملاً درک می کند. والدین باید کودکان را در بازی کردن آزاد بگذارند و اجازه دهند کودکانشان با دوستان خود بازی کنند، از آنان یاد بگیرند و خود به دیگران بیاموزد.

 

برای تهیه اسباب بازی باید اندکی دقت و حوصله به خرج داد. اسباب بازی باید از نظر جنس، سن، شخصیت، حجم و فرم با سن و استعداد کودک متناسب باشد. چنانچه این احتمال وجود دارد یک اسباب بازی مورد علاقه کودک ما باشد حال آنکه همان اسباب بازی را کودک دیگری دوست نداشته باشد یا اینکه کودکی نقاشی کردن را دوست داشته باشد اما کودک دیگر اصلاً به نقاشی اهمیتی ندهد. اسباب بازی نباید از قطعات کوچک و جدا شدنی تشکیل شده باشد چرا که ممکن است کودک آن را به دهان برده و ببلعد. توجه به این مورد بخصوص در سنین پایین بسیار مهم است. اسباب بازی نباید لبه های تیز و برنده داشته باشد. رنگ آن ثابت و قابل شستشو باشد. این مهم است که از اسباب بازی هایی که حالت کمک آموزشی برای بچه ها دارند استفاده نماییم تا از طریق غیر مستقیم به بچه ها مفاهیمی از قبیل ریاضی و ادبی و علوم و ... آموخته شود اما در عین حال نباید آنان را از اسباب بازی های مورد علاقه دوران کودکی دور ساخت. چنانچه کودک از یک نوع اسباب بازی زود خسته شد و به آن توجهی نشان نداد برای مدتی آن را پنهان ساخته و بعد از چند هفته دوباره به او بدهید تا برایش جالب توجه باشد.

 

همیشه یک جعبه اسباب بازی برای او در نظر بگیرید تا کودک اسباب بازی های خود را در آن بریزد. با این عمل هم او احساس مالکیت می کند و هم نظم و انضباط را به او می آموزد. چنانچه شرایط خانواده اجازه می دهد اتاقی جهت بازی او اختصاص دهید تا با آرامش در آنجا برای خود بازی کند.

اسباب بازیهای مناسب کودکان عبارتند از:

1ـ عروسکهای پارچه ای (خرس یا حیوانات دیگر) که از پارچه نرم درست شده اند. برای کودک شما از دست رفتن زیبایی ظاهری اسباب بازی اش در اثر مرور زمان چندان اهمیتی ندارد. دختربچه ای که به عروسک خود غذا می دهد و محکم او را در آغوش می فشارد، بتدریج نسبت به آن دارای چنان عواطفی می شود که نمی تواند آن را با عروسک جدید و زیبای دیگری عوض نماید. بنابراین والدین باید حتما عروسک قدیمی کودک خود را دوست داشته باشند و آن را دور نیاندازند.

2ـ اسباب بازی هایی برای کشیدن یا هل دادن همچون کامیونهای پلاستیکی یا بارکشهای بزرگ

3ـ لوازم نقاشی و کتابهای مصور

4ـ اسباب بازی هایی که خود شما قادر به درست کردن و ساختن آن هستید. همچون کارهای دستی که می توانید از فرزند خود کمک بگیرید. کار دسته جمعی باعث افزایش حس همبستگی در خانواده نیز می شود.

5ـ قوطیهای مولد صدا: آنها را رنگ کنید و با کاغذ رنگی بپوشانید و با ریختن مقداری برنج یا مهره های کوچک در داخل آنها تولید صدا کنید.

6ـ بازیهای فکری و خانه سازی.

بازیهای محبوب کودکان عبارتند از:

1ـ بازیهای تقلیدی: کودک با علاقه فراوان فعالیتهای روزانه شما را مشاهده می کند. همچون آشپزی، جارو کردن و خیاطی و ...

2ـ بازیهای تکراری: مانند بالا رفتن از صندلی و پایین آمدن

3ـ بازیهای پنهان شدنی: کودک چشم می گذارد و افرادی را که پنهان شده اند پیدا می کند.

4ـ بازیهای پر سر و صدا و فریاد کردنی: کودک با پریدن و جست و خیز کردن و فریاد زدن و ایجاد سر و صدا می خواهد قابلیتهای خود را آزمایش و نشان دهد و قصد آزار دیگران را ندارد.

5ـ توپ بازی، بازی با آب، آب تنی در حوض خانه یا وان حمام

6ـ بازی با وسایل خانه (قابلمه، اتو، جارو)

منابع:

1ـ والدین و کودک؛ نوشته اولریش دیک مایر، ترجمه دکتر شهلا اغراری.

2ـ من و کودک من؛ نوشته دکتر جواد فیض.

 

 

 

والدین  و بازیهای  کودکان

 

بازی کردن یک فعالیت جسمی و ذهنی می باشد که انسان را از دیگر افکار جدا کرده و میل رقابت و پیروزی را در او زنده می نماید و به انسان هیجان و شادی می بخشد. هر گونه فعالیتی که به لذت، سرگرمی و تفریح بیانجامد، بازی نام دارد. بازی نوعی آماده سازی برای نقش پذیری کودک در بزرگسالی بوده و از طریق بازی با اشیا تجربه کسب می کند.

 

معنی بازی برای کودک اعمالی است شادی آفرین. او تا حد خستگی بازی می کند و چنانچه قادر به ساختن چیزی نباشد عصبانی شده و گریه می کند. در این مواقع باید او را آرام کرد و موقعیتش را درک نمود. کودک در حین بازی از تواناییهای خود کمک می گیرد. او در حین بازی با محیط پیرامون خود آشنا شده و شناخت جدیدی از این محیط به دست می آورد. کودک در این سنین قادر به درک ادراکات خود از طریق فکر کردن و نگاه کردن نمی باشد. باید شخصا عمل کند و در حین بازی قابلیتهای بدنی و روانی خود را تکامل بخشد.

 

بازی و یادگیری در مقابل یکدیگر نیستند بلکه برعکس، در کنار هم بوده و می توان از طریق بازی، یادگیری نمود. به گونه ای که هر تغییر رفتاری که در اثر تجربه به دست آید، خود یک یادگیری است. بهترین روش یادگیری، روشی است که کودک با شادی و علاقه یادگیری نماید. یادگیری نباید خسته کننده و مشکل باشد و فشار زیادی به لحاظ جسمی و روانی به کودک وارد آورد. رفتار خلاقانه صرفا در محیطهای آرام امکان پذیر می باشد. کودک یادگیری منظم را در دبستان فرا می گیرد. کودکانی که در سنین پایین مجبور به مراقبت از خود و کسب درآمد می باشند به علت آنکه اوقات بسیار کمی برای بازی داشته اند، تجربیات محدودی را کسب خواهند نمود. نقش والدین به عنوان همبازی و مربی در زندگی کودک بسیار حایز اهمیت است. در گذشته که خانواده حالت گسترده داشت کودکان امکانات بیشتری برای به دست آوردن ادراکات جدید داشتند. محل کسب و کار پدر معمولاً در مجاورت منزل بود و رابطه کودک با طبیعت پابرجا می ماند. اما امروزه اکثر کودکان در آپارتمانها زندگی می کنند. بنابراین محتاج دریافت محرکهایی مثل بازیهای فکری از جانب والدین خود می باشند.

 

والدین لازم است کودکان خود را هدایت و راهنمایی کنند اما قانون گذار زمان بازی، نوع بازی، نوع اسباب بازی و ... برای بازیهای آنان نباشند. از طرف دیگر باید توجه داشت کودک نباید غرق اسباب بازی شود. به طور کلی والدین باید محرکهای لازم برای یک بازی تخیلی را به کودک داده و شرایط مناسب را برای تکامل در اختیار او بگذارند.

 

یک کودک از دوران شیرخواری ورزش می کند. با لگد زدن، لول خوردن، کش و واکش رفتن و بالاخره گریه کردن عضلات خود را تقویت می کند. در این دوران باید با پوشانیدن لباس راحت و گشاد این موقعیت را برای او بهتر فراهم ساخت. در سن مناسب باید به دست کودک اسباب بازی داد تا دستهایش را به کار اندازد و زمانی که قادر شد بخزد یا راه برود، نباید او را در قنداق پیچید. برای کودکانی که راه افتاده اند، چه در داخل اتاق و چه در فضای آزاد، باید محل مناسبی را فراهم آورد تا او بتواند بدود و جست و خیز نماید و یا وسایل و اسباب بازی های خود را بکشد و هل بدهد. آفتاب و هوای آزاد برای حفظ نیرو و سلامتی کودک ضروری است. باید به کودکمان اجازه دهیم تا با لباس مناسب در هوای آزاد فعالیت و ورزش کند. تمایل به بازی کردن در سرشت بچه ها وجود دارد. آنان با بازی کردن، دویدن و جست و خیز کردن از زندگی لذت می برند. بازی کردن استعداد و قدرت خلاقیت درونی کودک را آشکار ساخته و به تکامل می رساند. زمانی که یک کودک اتاقکی می سازد دست و فکرش را به کار می اندازد و هنگامی که آن اتاقک خراب می شود به فکر چاره می افتد و همین کارها به رشد فکری و شخصیت او کمک می رساند. نقل شده است حضرت امام صادق(ع) فرمود: فرزند خود را در هفت سال اول آزاد بگذارید تا بازی کند.

 

کودک از دو ماهگی و هنگام شیر خوردن بازی می کند. به این ترتیب که سر خود را از سینه مادر جدا ساخته و تبسمی به مادر می نماید و دوباره شیر می خورد. کودک در سن 2 ماهگی به اطراف خود توجه نشان می دهد. در این زمان مادر می تواند او را به همراه خود به آشپزخانه برده و طوری او را بغل کند تا کودک بتواند اطراف خود را تماشا نماید. کودک در سه ماهگی از دستهای خود استفاده می کند. می تواند جغجغه را در دست گیرد و در چهار ماهگی آن را تکان داده و لذت ببرد. در پنج ماهگی قادر است اشیاء را بردارد. بنابراین باید از اشیاء رنگین استفاده نمود و به تخت یا کالسکه اش آویزان کرد. بعد از یک سالگی کودک علاقه مند است اشیایی را داخل ظرفی بریزد و سپس آنها را بیرون آورد. یکی از مفیدترین بازیها، خانه سازی است. در سال دوم کودک به کتاب علاقه مند می شود. در این موقع مادر می تواند برای او کتاب بخواند و عکسهای آن را به کودک خود نشان دهد. عکسهای رنگی برای کودک جالب توجه تر می باشند. در این سن از اسباب بازی هایی که بتواند هل بدهد یا عقب بکشد لذت می برد. در سال سوم و چهارم علاقه مند می شود تا به والدین خود کمک نماید مانند چیدن میز و ... اما برای دختربچه ها، بچه داری جالب توجه و دلپذیر می باشد. آنان لباسهای عروسک خود را در می آورند و دوباره به او می پوشانند.

 

بازی با اسباب بازی کودک را سرگرم ساخته و موجب تقویت قدرت بینایی، توانایی حسی، لمسی و تحریکی او می شود. برخی از اسباب بازیها ارزش آموزشی دارند و کودک با بازی کردن مهارتهایی را می آموزد. او یاد می گیرد که دستها را چگونه با چشمان و حواس دیگر خود هماهنگ سازد. بازی با اسباب بازی به تجربه کودک در زمینه آموختن کمک می کند. او می آموزد که چگونه اشیاء ساخته می شوند و چگونه کار می کنند. در برخی موارد اسباب بازی به کودک ما آرامش می بخشد. برای مثال کودکی که حالت

 

پرخاشگری دارد همچنان که یک چکش را به میخ می کوبد احساس خود را تخلیه می کند. چنانچه کودک در گوشه ای بنشیند و بازی نکند بدخلق و تحریک پذیر و در نهایت خرابکار می شود. برعکس، بازی کردن، دوستی و همکاری دسته جمعی را به کودک ما می آموزد و معنی موفقیت و یا شکست (باختن) را عملاً درک می کند. والدین باید کودکان را در بازی کردن آزاد بگذارند و اجازه دهند کودکانشان با دوستان خود بازی کنند، از آنان یاد بگیرند و خود به دیگران بیاموزد.

 

برای تهیه اسباب بازی باید اندکی دقت و حوصله به خرج داد. اسباب بازی باید از نظر جنس، سن، شخصیت، حجم و فرم با سن و استعداد کودک متناسب باشد. چنانچه این احتمال وجود دارد یک اسباب بازی مورد علاقه کودک ما باشد حال آنکه همان اسباب بازی را کودک دیگری دوست نداشته باشد یا اینکه کودکی نقاشی کردن را دوست داشته باشد اما کودک دیگر اصلاً به نقاشی اهمیتی ندهد. اسباب بازی نباید از قطعات کوچک و جدا شدنی تشکیل شده باشد چرا که ممکن است کودک آن را به دهان برده و ببلعد. توجه به این مورد بخصوص در سنین پایین بسیار مهم است. اسباب بازی نباید لبه های تیز و برنده داشته باشد. رنگ آن ثابت و قابل شستشو باشد. این مهم است که از اسباب بازی هایی که حالت کمک آموزشی برای بچه ها دارند استفاده نماییم تا از طریق غیر مستقیم به بچه ها مفاهیمی از قبیل ریاضی و ادبی و علوم و ... آموخته شود اما در عین حال نباید آنان را از اسباب بازی های مورد علاقه دوران کودکی دور ساخت. چنانچه کودک از یک نوع اسباب بازی زود خسته شد و به آن توجهی نشان نداد برای مدتی آن را پنهان ساخته و بعد از چند هفته دوباره به او بدهید تا برایش جالب توجه باشد.

 

همیشه یک جعبه اسباب بازی برای او در نظر بگیرید تا کودک اسباب بازی های خود را در آن بریزد. با این عمل هم او احساس مالکیت می کند و هم نظم و انضباط را به او می آموزد. چنانچه شرایط خانواده اجازه می دهد اتاقی جهت بازی او اختصاص دهید تا با آرامش در آنجا برای خود بازی کند. 

اسباب بازیهای مناسب کودکان عبارتند از:

1ـ عروسکهای پارچه ای (خرس یا حیوانات دیگر) که از پارچه نرم درست شده اند. برای کودک شما از دست رفتن زیبایی ظاهری اسباب بازی اش در اثر مرور زمان چندان اهمیتی ندارد. دختربچه ای که به عروسک خود غذا می دهد و محکم او را در آغوش می فشارد، بتدریج نسبت به آن دارای چنان عواطفی می شود که نمی تواند آن را با عروسک جدید و زیبای دیگری عوض نماید. بنابراین والدین باید حتما عروسک قدیمی کودک خود را دوست داشته باشند و آن را دور نیاندازند.

2ـ اسباب بازی هایی برای کشیدن یا هل دادن همچون کامیونهای پلاستیکی یا بارکشهای بزرگ

3ـ لوازم نقاشی و کتابهای مصور

4ـ اسباب بازی هایی که خود شما قادر به درست کردن و ساختن آن هستید. همچون کارهای دستی که می توانید از فرزند خود کمک بگیرید. کار دسته جمعی باعث افزایش حس همبستگی در خانواده نیز می شود.

5ـ قوطیهای مولد صدا: آنها را رنگ کنید و با کاغذ رنگی بپوشانید و با ریختن مقداری برنج یا مهره های کوچک در داخل آنها تولید صدا کنید.

6ـ بازیهای فکری و خانه سازی.

 بازیهای محبوب کودکان عبارتند از:

1ـ بازیهای تقلیدی: کودک با علاقه فراوان فعالیتهای روزانه شما را مشاهده می کند. همچون آشپزی، جارو کردن و خیاطی و ...

2ـ بازیهای تکراری: مانند بالا رفتن از صندلی و پایین آمدن

3ـ بازیهای پنهان شدنی: کودک چشم می گذارد و افرادی را که پنهان شده اند پیدا می کند.

4ـ بازیهای پر سر و صدا و فریاد کردنی: کودک با پریدن و جست و خیز کردن و فریاد زدن و ایجاد سر و صدا می خواهد قابلیتهای خود را آزمایش و نشان دهد و قصد آزار دیگران را ندارد.

5ـ توپ بازی، بازی با آب، آب تنی در حوض خانه یا وان حمام

6ـ بازی با وسایل خانه (قابلمه، اتو، جارو)

 منابع:

1ـ والدین و کودک؛ نوشته اولریش دیک مایر، ترجمه دکتر شهلا اغراری.

2ـ من و کودک من؛ نوشته دکتر جواد فیض.